How to design a library that makes kids want to read | Michael Bierut

487,146 views ・ 2017-06-23

TED


لطفا برای پخش فیلم روی زیرنویس انگلیسی زیر دوبار کلیک کنید.

Translator: Simin Kazemi Reviewer: shirin etebar
خب، یک چیزی هست که به آن قانون پیامدهای ناخواسته می‌گویند.
فکر می‌کردم صرفاً یک اصطلاح باشد اما ظاهراً واقعاً چنین قانونی وجود دارد.
00:12
So there's this thing called the law of unintended consequences.
0
12740
4456
در واقع حتی مقالات آکادمیک درباره‌اش نوشته‌اند.
و من طراح هستم.
من از پیامدهای ناخواسته خوشم نمی‌آید.
00:17
I thought it was just like a saying,
1
17220
1736
00:18
but it actually exists, I guess.
2
18980
1576
مردم من را استخدام می‌کنند چون پیامدهایی را واقعاً می‌خواهند
00:20
There's, like, academic papers about it.
3
20580
1920
00:22
And I'm a designer.
4
22940
1256
و می‌خواهند که من کمکشان کنم تا به آن پیامدها دست یابند.
00:24
I don't like unintended consequences.
5
24220
2856
00:27
People hire me because they have consequences that they really intend,
6
27100
4576
پس من در ترس از پیامدهای ناخواسته زندگی می‌کنم.
پس این داستان درباره‌ی پیامدهای خواسته و ناخواسته است.
00:31
and what they intend is for me to help them achieve those consequences.
7
31700
3856
00:35
So I live in fear of unintended consequences.
8
35580
3016
موسسه‌ای به نام رابین‌هود با من تماس گرفت
00:38
And so this is a story about consequences intended and unintended.
9
38620
4680
تا به آن‌ها لطفی بکنم.
موسسه‌ی رابین‌هود در نیویورک است و سازمان خیریه‌ای معرکه است
00:43
I got called by an organization called Robin Hood
10
43900
3136
که همان کاری را می‌کند که از اسمش پیداست.
آن‌ها از ثروتمندان می‌گیرند و به فقرا می‌دهند.
00:47
to do a favor for them.
11
47060
1576
00:48
Robin Hood is based in New York, a wonderful philanthropic organization
12
48660
3416
در این مورد، می‌خواستند به نفع مدارس دولتی شهر نیویورک کاری کنند،
00:52
that does what it says in the name.
13
52100
1736
00:53
They take from rich people, give it to poor people.
14
53860
2776
یعنی به نفع بنگاهی عظیم که همزمان به بیش از یک‌میلیون دانش‌آموز آموزش می‌دهد،
00:56
In this case, what they wanted to benefit was the New York City school system,
15
56660
4896
و در ساختمان‌هایی مانند این یکی،
ساختمان‌هایی قدیمی، ساختمان‌هایی بزرگ،
01:01
a huge enterprise that educates more than a million students at a time,
16
61580
5336
ساختمان‌هایی بادگیر، گاهی ساختمان‌هایی که مایه‌ی نومیدی هستند،
مطمئناً ساختمان‌هایی که می‌توانند از بازسازی بهره ببرند.
01:06
and in buildings that are like this one,
17
66940
2336
موسسه‌ی رابین‌هود بلندپروازی می‌کرد که به‌نحوی این ساختمان‌ها را بازسازی کند
01:09
old buildings, big buildings,
18
69300
1896
01:11
drafty buildings, sometimes buildings that are in disrepair,
19
71220
3136
اما متوجه شدند که
تعمیر این ساختمان‌ها بیش‌ازحد هزینه‌بر و غیرعملی خواهد شد.
01:14
certainly buildings that could use a renovation.
20
74380
2536
01:16
Robin Hood had this ambition to improve these buildings in some way,
21
76940
3256
پس در عوض، تلاش کردند کشف کنند به کدام اتاق مدرسه می‌توانند بروند
01:20
but what they realized was
22
80220
1456
01:21
to fix the buildings would be too expensive and impractical.
23
81700
4536
در هر کدام از این ساختمان‌ها و در تعداد هرچه بیشتری از ساختمان‌ها که می‌توانستند
01:26
So instead they tried to figure out what one room they could go into
24
86260
4376
و فقط همان یک اتاق را تعمیر کنند
تا بتوانند زندگی کودکانی را که در آن ساختمان درس می‌خوانند، بهبود دهند
01:30
in each of these buildings, in as many buildings that they could,
25
90660
3056
و نتیجه، کتابخانه‌ی مدرسه بود
01:33
and fix that one room
26
93740
2656
و این ایده‌ی نوآوری کتابخانه‌ای به ذهنشان رسید.
01:36
so that they could improve the lives of the children inside
27
96420
2816
همه‌ی این دانش‌آموزان باید از کتابخانه رد شوند.
01:39
as they were studying.
28
99260
1216
کتابخانه کتاب‌ها را دارد.
01:40
And what they came up with was the school library,
29
100500
2416
کتابخانه قلب و روح مدرسه را در خود دارد.
01:42
and they came up with this idea called the Library Initiative.
30
102940
2936
پس بیایید این کتابخانه‌ها را تعمیر کنیم.
01:45
All the students have to pass through the library.
31
105900
2376
پس این کار معرکه را کردند که
اول ۱۰ و بعد ۲۰ و بعد تعداد بیشتری معمار را آوردند
01:48
That's where the books are.
32
108300
1336
01:49
That's where the heart and soul of the school is.
33
109660
2336
که هر کدامشان مسئول یک کتابخانه شد تا از نو فکر کند که یک کتابخانه چیست.
01:52
So let's fix these libraries.
34
112020
1416
01:53
So they did this wonderful thing where they brought in
35
113460
2536
کتابدارهای ویژه‌ای را هم آموزش دادند.
01:56
first 10, then 20, then more architects,
36
116020
3096
پس این اقدام پُراهمیت را آغاز کردند
که مدارس دولتی را با بهبود این کتابخانه‌ها بهسازی کنند.
01:59
each one of whom was assigned a library to rethink what a library was.
37
119140
3736
بعد با من تماس گرفتند و گفتند: «می‌شود یک‌کمی مشارکت کنی؟»
02:02
They trained special librarians.
38
122900
2056
02:04
So they started this mighty enterprise
39
124980
2056
گفتم: «البته، از من چه می‌خواهید؟»
02:07
to reform public schools by improving these libraries.
40
127060
3016
و گفتند: «خب، می‌خواهیم طراح گرافیکی باشی که مسئول همه‌چیز این پروژه است.»
02:10
Then they called me up and they said, "Could you make a little contribution?"
41
130100
3656
و من با خودم گفتم که می‌دانم معنایش چیست، یعنی باید لوگو طراحی کنم.
02:13
I said, "Sure, what do you want me to do?"
42
133780
2016
02:15
And they said, "Well, we want you to be the graphic designer
43
135820
2856
من می‌دانم چطور طراحی‌اش کنم. کار من طراحی لوگو است.
برای همین لوگوها مردم سراغ من می‌آیند.
02:18
in charge of the whole thing."
44
138700
1456
پس بیایید برای این کار لوگو طراحی کنیم.
02:20
And so I thought, I know what that means. That means I get to design a logo.
45
140180
3576
کار آسانی است، در واقع، در مقایسه با معماری و کتابداربودن.
02:23
I know how to design that. I design logos.
46
143780
2016
فقط یک لوگو طراحی کن، مشارکت کن، و بعد رها خواهی بود
02:25
That's what people come to me for.
47
145820
1656
02:27
So OK, let's design a logo for this thing.
48
147500
2096
و نسبت به خودت حس خیلی خوبی خواهی داشت.
02:29
Easy to do, actually, compared with architecture
49
149620
2256
من معرکه‌ام و می‌خواهم وقتی از این لطف‌ها می‌کنم، به خودم احساس خوبی داشته باشم.
02:31
and being a librarian.
50
151900
1256
02:33
Just do a logo, make a contribution, and then you're out,
51
153180
2736
پس با خودم گفتم لوگوهای بیشتری تحویل می‌دهم.
02:35
and you feel really good about yourself.
52
155940
1936
می‌خواهم به شما سه لوگو بدهم که همه بر اساس همین یک ایده‌اند.
02:37
And I'm a great guy and I like to feel good about myself when I do these favors.
53
157900
3776
پس سه گزینه دارید، یکی‌شان را انتخاب کنید.
گفتم که همه عالی هستند.
02:41
So I thought, let's overdeliver.
54
161700
1576
پس ایده‌ی اصلی این بود که این‌ها کتابخانه‌های جدید مدارس هستند
02:43
I'm going to give you three logos, all based on this one idea.
55
163300
2936
برای مدارس نیویورک
02:46
So you have three options, pick any of the three.
56
166260
2336
و در نتیجه ایده این است که چیز جدیدی است، ایده‌ی جدیدی است که نام جدید لازم دارد.
02:48
They're all great, I said.
57
168620
1296
02:49
So the basic idea was these would be new school libraries
58
169940
3216
می‌خواستم این برداشت را از بین ببرم که این‌ها کتابخانه‌های نم‌زده و قدیمی هستند،
02:53
for New York schools,
59
173180
1536
02:54
and so the idea is that it's a new thing, a new idea that needs a new name.
60
174740
3856
یعنی از آن جاهایی که همه حوصله‌شان سر می‌رود،
02:58
What I wanted to do was dispel the idea that these were musty old libraries,
61
178620
5016
در واقع، کتابخانه‌های اجدادتان نیستند.
اصلاً نگرانش نباشید.
قرار است چیز جدید و هیجان‌انگیزی باشد، نه کتابخانه‌ای حوصله‌سربَر.
03:03
the kind of places that everyone is bored with,
62
183660
3616
پس گزینه‌ی شماره‌ی یک:
03:07
you know, not your grandparents' library.
63
187300
1976
به‌جای این که به چشم یک کتابخانه ببینیدش،
03:09
Don't worry about that at all.
64
189300
1456
به‌عنوان جایی ببینیدش که این شکلی است: حتماً حرف بزنید، حتماً حسابی سرووصدا کنید.
03:10
This is going to this new, exciting thing,
65
190780
2016
03:12
not a boring library.
66
192820
1256
قبول؟ پس هیس‌کردن ممنوع، انگار جایی است که حق ندارید به کسی بگویید هیس، ساکت.
03:14
So option number one:
67
194100
1656
03:15
so instead of thinking of it as a library,
68
195780
2016
03:17
think of it as a place where it is like: do talk, do make loud noises.
69
197820
4176
قرار است به آن بگوییم اتاق مطالعه.
این گزینه‌ی شماره‌ی یک بود. خب، گزینه‌ی شماره‌ی دو.
03:22
Right? So no shushing, it's like a shush-free zone.
70
202020
4016
گزینه‌ی شماره‌ی بود این بود که، یک‌کم انتظارش را بکشید.
03:26
We're going to call it the Reading Room.
71
206060
2176
اَوول (سرواژه‌ای به‌معنای جغد).
03:28
That was option number one. OK, option number two.
72
208260
3376
در اَوول می‌بینمت.
از اَوول دارم کتابم را می‌گیرم. بعد از مدرسه در اَوول هم را می‌بینیم.
03:31
Option number two was, wait for it,
73
211660
3416
من دوستش دارم. حالا اَوول سرواژه‌ی چه واژه‌هایی است؟
03:35
OWL.
74
215100
1256
می‌تواند سرواژه‌ی واژه‌هایی به‌معنای «کتابخانه‌ی یک جهان» باشد،
03:36
I'll meet you at OWL.
75
216380
1336
03:37
I'm getting my book from the OWL. Meet you after school down at OWL.
76
217740
3296
یا «باز کن. شگفت‌زده شو. بیاموز.» باشد.
یا می‌تواند -- و به نظرم کتابدارها می‌توانند معناهای دیگری بیایند
03:41
I like that, right? Now, what does OWL stand for?
77
221060
2336
03:43
Well, it could be One World Library,
78
223420
1896
چون آن‌ها درباره‌ی واژه‌ها می‌دانند.
03:45
or it could be Open. Wonder. Learn.
79
225340
2616
پس چیزهای دیگری هم هست.
و حالا این را ببینید. شبیه چشم جغد است.
03:47
Or it could be -- and I figure librarians could figure out other things it could be
80
227980
4496
به نظر من نمی‌توان در برابرش مقاومت کرد.
هنوز یک گزینه‌ی دیگر هم هست.
03:52
because they know about words.
81
232500
1456
گزینه‌ی شماره‌ی سه.
03:53
So other things, right?
82
233980
1216
گزینه‌ی شماره‌ی سه در واقع بر اساس زبان بود.
03:55
And then look at this. It's like the eye of the owl.
83
235220
2456
چون در انگلیسی هم برای «خواند» و هم برای «بخوان»، یک املا داریم: read (رِد)
03:57
This is irresistible in my opinion.
84
237700
1696
03:59
But there's even another idea.
85
239420
1456
04:00
Option number three.
86
240900
1216
پس چرا اینجا را منطقه‌ی رِد (قرمز) ننامیم که مثل رِد به‌معنای «خواند» تلفظ می‌شود؟!
04:02
Option number three was based actually on language.
87
242140
2616
04:04
It's the idea that "read" is the past tense of "read,"
88
244780
3296
در منطقه‌ی رِد می‌بینمت.
آیا تو هم رِد هستی؟ رِد شو.
04:08
and they're both spelled the same way.
89
248100
1856
04:09
So why don't we call this place The Red Zone?
90
249980
2936
من حسابی رِد هستم.
(خنده)
من خیلی این ایده را دوست داشتم
04:12
I'll meet you at the Red Zone.
91
252940
1429
و به‌نوعی حواسم به این موضوع نبود که
04:14
Are you Red? Get Red.
92
254393
2560
کتابدارها به‌عنوان طبقه‌ی اجتماعی جذب بازی با املای واژه‌ها می‌شوند و... بگذریم.
04:17
I'm well Red.
93
257700
1216
04:18
(Laughter)
94
258940
1216
04:20
I really loved this idea,
95
260180
1336
04:21
and I somehow was not focused on the idea
96
261540
2336
(خنده)
04:23
that librarians as a class are sort of interested in spelling and I don't know.
97
263900
5896
اما بعضی موقع‌ها باهوش‌بودن مهم‌تر از املای واژه‌هاست
و به نظرم آمد این هم از همان موقع‌هاست.
04:29
(Laughter)
98
269820
1935
راستش معمولاً وقتی از این ارائه‌ها دارم،
04:31
But sometimes cleverness is more important than spelling,
99
271779
3497
می‌گویم که فقط یک پرسش باقی مانده و آن پرسش این است که
«چگونه می‌توانم از تو تشکر کنم، مارک؟»
04:35
and I thought this would be one of those instances.
100
275300
2416
اما در این مورد، پرسش بیشتر این بود:
04:37
So usually when I make these presentations
101
277740
2016
«اِم، داری شوخی می‌کنی؟!»
04:39
I say there's just one question and the question should be,
102
279780
2776
چون آن‌ها گفتند --
04:42
"How can I thank you, Mike?"
103
282580
1376
فرضیه‌ی پشت همه‌ی این کارها
04:43
But in this case, the question was more like,
104
283980
2616
این بود که بچه‌ها از کتابخانه‌های قدیمی، قدیمی و نم‌زده، دل‌زده شده بودند.
04:46
"Um, are you kidding?"
105
286620
2416
از این کتابخانه‌ها خسته شده بودند.
04:49
Because, they said,
106
289060
1696
و در عوض، آن‌ها گفتند که این بچه‌ها تابه‌حال هیچ کتابخانه‌ای ندیده‌اند.
04:50
the premise of all this work
107
290780
1376
04:52
was that kids were bored with old libraries, musty old libraries.
108
292180
4136
کتابخانه‌های این مدارس حقیقتاً مخروبه هستند، اگر اصلاً وجود داشته باشند،
04:56
They were tired of them.
109
296340
1216
04:57
And instead, they said, these kids have never really seen a library.
110
297580
3336
تا حدی که تابه‌حال حوصله‌ی کسی را سر نبرده‌اند.
اصلاً وجود خارجی نداشته‌اند که بخواهند حوصله‌ی کسی را سر ببرند.
05:00
The school libraries in these schools
111
300940
1816
05:02
are really so dilapidated, if they're there at all,
112
302780
3416
پس ایده این بود که فراموش کن که نامی جدید روی آن بگذاری.
05:06
that they haven't bored anyone.
113
306220
1936
فقط، محض آخرین فرصتت، به آن بگو کتابخانه.
05:08
They haven't even been there to bore anyone at all.
114
308180
2976
قبول؟ باشد.
05:11
So the idea was, just forget about giving it a new name.
115
311180
3416
پس به این فکر کردم که خب، کمی شور و شر به آن بدهیم؟
05:14
Just call it, one last try, a library.
116
314620
4056
مثلاً علامت تعجب؟
بعد -- چون من خیلی باهوشم --
آن را به‌جای حرف «آی» ببریم،
05:18
Right? OK.
117
318700
1216
05:19
So I thought, OK, give it a little oomph?
118
319940
2856
قرمزش کنیم
و به آن چیزی که می‌خواستیم رسیدیم: نوآوری کتابخانه‌ای.
05:22
Exclamation point?
119
322820
1216
پس با خودم گفتم، ماموریت انجام شد، این هم لوگوی شما.
05:24
Then -- this is because I'm clever --
120
324060
1976
05:26
move that into the "i,"
121
326060
2536
خب چیزی که درباره‌ی این لوگو جالب است، یک پیامد ناخواسته،
05:28
make it red,
122
328620
1256
05:29
and there you have it, the Library Initiative.
123
329900
2176
این بود که معلوم شد اصلاً حتی به طراحی من نیازی نداشتند
05:32
So I thought, mission accomplished, there's your logo.
124
332100
2536
چون می‌توانید با هر فونتی آن را بنویسید، با دست‌خط خودتان بنویسید،
05:34
So what's interesting about this logo, an unintended consequence,
125
334660
3056
و بعد وقتی شروع کردند به خیلی‌ها ایمیل بفرستند،
05:37
was that it turned out that they didn't really even need my design
126
337740
3136
فقط لازم بود با دکمه‌های شیفت و یک لوگویشان را در یک حرکت، بنویسند.
05:40
because you could type it any font, you could write it by hand,
127
340900
2976
و با خودم گفتم که، خب، مشکلی نیست.
05:43
and when they started sending emails around,
128
343900
2096
آزادانه از آن لوگو استفاده کنید.
و بعد من به جریان واقعی معرفی آن پیوستم --
05:46
they just would use Shift and 1,
129
346020
1576
05:47
they'd get their own logo just right out of the thing.
130
347620
2576
با یک‌به‌یک معماران همکاری کردم
05:50
And I thought, well, that's fine.
131
350220
1736
تا این لوگو را روی در ورودی کتابخانه‌ی خودشان بزنند.
05:51
Feel free to use that logo.
132
351980
1776
05:53
And then I embarked on the real rollout of this thing --
133
353780
2896
پس این معرفی اصلی بود.
در اصل، من با معمارهای مختلفی کار می‌کردم.
05:56
working with every one of the architects
134
356700
1936
اول، رابین‌هود مشتری من بود. حالا این معمارها مشتریان من بودند.
05:58
to put this logo on the front door of their own library. Right?
135
358660
3000
می‌گفتم: «این لوگوی شماست. روی در بزنیدش.»
06:02
So here's the big rollout.
136
362180
1376
06:03
Basically I'd work with different architects.
137
363580
2256
«این لوگوی شماست. روی هر دو در بزنیدش.»
06:05
First Robin Hood was my client. Now these architects were my client.
138
365860
3216
«این لوگوی شماست. ببریدش آن گوشه.»
«این لوگوی شماست. چندین بار آن بالا تکرارش کنید.»
06:09
I'd say, "Here's your logo. Put it on the door."
139
369100
2239
همه‌چیز داشت به‌آسانی و باموفقیت پیش می‌رفت.
06:11
"Here's your logo. Put it on both doors."
140
371363
1953
فقط داشتم می‌گفتم: «این لوگوی شماست. این لوگوی شماست.»
06:13
"Here's your logo. Put it off to the side."
141
373340
2016
بعد یکی از معماران با من تماس گرفت،
06:15
"Here's your logo repeated all over to the top."
142
375380
2256
نامش ریچارد لوئیس بود و گفت: «مشکلی دارم.
06:17
So everything was going swimmingly.
143
377660
1696
شما گرافیک‌کار هستید. می‌توانید حلش کنید؟»
06:19
I just was saying, "Here's your logo. Here's your logo."
144
379380
2656
و من گفتم:« اوکی. حتماً.»
06:22
Then I got a call from one of the architects,
145
382060
2136
و او گفت: «مشکل این است که یک فضای خالی بین قفسه‌ها و سقف است.»
06:24
a guy named Richard Lewis, and he says, "I've got a problem.
146
384220
2856
راستش، به نظر من مشکل معماری‌طور بود،
06:27
You're the graphics guy. Can you solve it?"
147
387100
2016
نه مشکل گرافیکی‌طور پس گفتم: «بیشتر بگو.»
06:29
And I said, OK, sure."
148
389140
1216
06:30
And he said, "The problem is that there's a space
149
390380
2576
و ریچارد گفت: «خب، قفسه‌ی بالایی باید انقدر پایین باشد که دست بچه‌ها به آن برسد،
06:32
between the shelf and the ceiling."
150
392980
1816
06:34
So that sounds like an architectural issue to me,
151
394820
2336
اما من در یک ساختمان بزرگ و قدیمی هستم و سقف‌ها حسابی بلندند،
06:37
not a graphic design issue, so I'm, "Go on."
152
397180
2096
پس در واقع این همه فضای خالی آن بالا دارم
06:39
And Richard says, "Well, the top shelf has to be low enough
153
399300
3656
و چیزی شبیه دیوارنگاره می‌خواهم.»
06:42
for the kid to reach it,
154
402980
1216
و من گفتم: «اوه، می‌دانی، من طراح لوگو هستم.
06:44
but I'm in a big old building, and the ceilings are really high,
155
404220
3000
من دیه‌گو ریوِرایی چیزی نیستم که.
06:47
so actually I've got all this space up there
156
407244
2072
من دیوارنگاری بلد نیستم.»
06:49
and I need something like a mural."
157
409340
1696
و خب او گفت: «اما نمی‌توانی به یک چیزی فکر کنی؟»
06:51
And I'm like, "Whoa, you know, I'm a logo designer.
158
411060
2936
و من گفتم : «باشد، اگر صرفاً عکس بچه‌های مدرسه را بگیریم
06:54
I'm not Diego Rivera or something.
159
414020
2136
06:56
I'm not a muralist."
160
416180
1616
06:57
And so he said, "But can't you think of anything?"
161
417820
2376
و بعد آن‌ها را آن بالا بزنیم، شاید جواب بدهد.»
07:00
So I said, "OK, what if we just took pictures of the kids in the school
162
420220
5376
و همسر من عکاس است
و گفتم: «دوروتی، هیچ بودجه‌ای وسط نیست،
می‌توانی به این مدرسه در شرق نیویورک بیایی و این عکس‌ها را بگیری؟»
07:05
and just put them around the top of the thing,
163
425620
2456
07:08
and maybe that could work."
164
428100
1336
و او هم این کار را کرد و اگر به کتابخانه‌ی ریچارد بروید
07:09
And my wife is a photographer,
165
429460
1856
که یکی از اولین کتابخانه‌هایی است که افتتاح شد،
07:11
and I said, "Dorothy, there's no budget,
166
431340
1936
07:13
can you come to this school in east New York, take these pictures?"
167
433300
3176
این کتیبه‌ی شکوهمند از، به‌نوعی، قهرمانان مدرسه را دارد
که بزرگ‌تر از اندازه‌ی واقعی است
07:16
And she did,
168
436500
1216
07:17
and if you go in Richard's library,
169
437740
1976
و پایین به کتابخانه‌ای که با آدم‌های کوچکش شبیه خانه‌ی عروسک‌ها شده نگاه می‌کند.
07:19
which is one of the first that opened,
170
439740
1856
07:21
it has this glorious frieze of, like, the heroes of the school,
171
441620
3096
و بچه‌ها عالی بودند، آن‌ها را مدیران و کتابدار دست‌چین کردند.
07:24
oversized, looking down
172
444740
1696
این عکس‌ها جوّ به‌نوعی قهرمانانه را در این کتابخانه ساختند،
07:26
into the little dollhouse of the real library, right?
173
446460
3016
07:29
And the kids were great, hand-selected by the principals
174
449500
2816
این صحنه‌ی باعظمت در پایین و شادمانی بچه‌ها در بالا.
07:32
and the librarian.
175
452340
1776
خب، طبیعتاً همه‌ی باقی کتابدارها در باقی مدارس این را دیدند
07:34
It just kind of created this heroic atmosphere in this library,
176
454140
3256
و گفتند که خب، ما هم دیوارنگاره می‌خواهیم.
07:37
this very dignified setting below and the joy of the children above.
177
457420
3496
و من هم گفتم قبول.
07:40
So naturally all the other librarians in the other schools see this
178
460940
4336
بعد به این فکر کردم که خب، نمی‌شود همیشه یک دیوارنگاره‌ی ثابت باشد،
پس دوروتی طرح دیگری زد، و بعد طرح دیگری،
07:45
and they said, well, we want murals too.
179
465300
1936
اما بعد کمک بیشتری لازم داشتیم،
07:47
And I'm like, OK.
180
467260
1296
پس سراغ تصویرگری رفتم که می‌شناختم به نام لین پاولی
07:48
So then I think, well, it can't be the same mural every time,
181
468580
2896
و لین این نقاشی‌های زیبا را از بچه‌ها کشید.
07:51
so Dorothy did another one, and then she did another one,
182
471500
3056
بعد، سراغ کسی رفتم با نام چارلز ویلکین در جایی به نام اتوماتیک دیزاین.
07:54
but then we needed more help,
183
474580
1616
07:56
so I called an illustrator I knew named Lynn Pauley,
184
476220
2856
او این کلاژهای زیبا را ساخت.
07:59
and Lynn did these beautiful paintings of the kids.
185
479100
2936
رافائل اِسکِر هم این سایه‌نمایی‌های معرکه را برایمان درست کرد.
08:02
Then I called a guy named Charles Wilkin at a place called Automatic Design.
186
482060
4336
او با بچه‌ها کار می‌کرد و از آن‌ها واژه‌هایی را می‌پرسید
08:06
He did these amazing collages.
187
486420
1800
و بعد بر اساس آن پیام‌واره‌ها
08:08
We had Rafael Esquer
188
488780
2336
به این دسته‌های کوچک و هیجان‌زده از سایه‌نماهایی از چیزهایی رسید
08:11
do these great silhouettes.
189
491140
1856
که در کتاب‌ها هستند.
08:13
He would work with the kids, asking for words,
190
493020
2176
پیتر آرکل با بچه‌ها مصاحبه کرد
و با آن‌ها درباره‌ی کتاب‌های محبوبشان حرف زد
08:15
and then based on those prompts,
191
495220
1576
08:16
come up with this little, delirious kind of constellation
192
496820
2696
و بعد حرف‌هایشان را به شکل کتیبه‌ای آن بالا گذاشت.
08:19
of silhouettes of things that are in books.
193
499540
2056
استفن سَگمایستِر با یوکو شیمیزو همکاری کرد
08:21
Peter Arkle interviewed the kids
194
501620
1576
و این بیانیه‌ی شگفت‌انگیز به سبک مانگا را ساختند:
08:23
and had them talk about their favorite books
195
503220
2096
«هر کسی که صادق باشد، جذاب است»
08:25
and he put their testimony as a frieze up there.
196
505340
2256
که دورتادور کشیده شده است.
08:27
Stefan Sagmeister worked with Yuko Shimizu
197
507620
2256
کریستوف نیمَن، تصویرگری زیرک،
08:29
and they did this amazing manga-style statement,
198
509900
2296
مجموعه‌ی کاملی ساخت
08:32
"Everyone who is honest is interesting,"
199
512220
2456
که در آن، کتاب‌ها را در چهره‌ها و شخصیت‌ها و تصاویر و
08:34
that goes all the way around.
200
514700
1856
مکان‌هایی گنجانده بود که در کتاب‌ها پیدا می‌کردی.
08:36
Christoph Niemann, brilliant illustrator,
201
516580
2376
08:38
did a whole series of things
202
518980
1376
و بعد حتی ماریا کالمن به‌طور مبهمی این اشیا و واژه‌ها را نصب کرد
08:40
where he embedded books into the faces and characters
203
520380
3016
08:43
and images and places that you find in the books.
204
523420
3136
که به‌نوعی دورتادور چرخیده بودند و تا هر وقت که آن بالا باشند،
08:46
And then even Maira Kalman
205
526580
2039
دانش‌آموزان را مجذوب خواهند کرد.
08:48
did this amazing cryptic installation of objects and words
206
528660
3815
پس این پروژه واقعاً رضایت‌بخش بود
و در اصل، نقش من اینجا خواندن مجموعه‌ای از ابعاد برای این هنرمندان بود
08:52
that kind of go all around and will fascinate students
207
532499
3177
08:55
for as long as it's up there.
208
535700
1576
و می‌گفتم:
08:57
So this was really satisfying,
209
537300
1656
«یک متر در ۴/۵ متر، هر کاری می‌خواهی بکن.
08:58
and basically my role here was reading a series of dimensions to these artists,
210
538980
5896
اگر مشکلی با آن داشتی، خبرم کن.»
و آن‌ها می‌رفتند و این چیزها را نصب می‌کردند. حقیقتاً بهترین پروژه بود.
09:04
and I would say,
211
544900
1256
09:06
"Three feet by 15 feet, whatever you want.
212
546180
2696
اما بهترین چیز، در واقع، این بود که --
09:08
Let me know if you have any problem with that."
213
548900
2216
هرازگاهی، پست برایم دعوتنامه‌ای می‌آورد که از کاغذ نقاشی ساخته بود
09:11
And they would go and install these. It just was the greatest thing.
214
551140
3216
و در آن نوشته بود: «دعوت شده‌اید به افتتاحیه‌ی کتابخانه‌ی جدیدمان.»
09:14
But the greatest thing, actually, was --
215
554380
2296
09:16
Every once in a while,
216
556700
1216
پس به کتابخانه می‌رفتی، مثلاً به کتابخانه‌ی پی‌اِس۱۰، و می‌رفتی داخل.
09:17
I'd get, like, an invitation in the mail made of construction paper,
217
557940
3216
بادکنک بود، سفیر دانش‌آموزان بود،
09:21
and it would say, "You are invited to the opening of our new library."
218
561180
3296
سخنرانی‌هایی بود که از رو می‌خواندند،
09:24
So you'd go to the library, say, you'd go to PS10,
219
564500
2376
شعری که مخصوص افتتاحیه نوشته بودند،
09:26
and you'd go inside.
220
566900
1216
مقامات عالی‌رتبه با گواهینامه‌ها از مردم پذیرایی می‌کردند،
09:28
There'd be balloons, there'd be a student ambassador,
221
568140
2776
09:30
there'd be speeches that were read,
222
570940
2136
و کل این‌ها مهمانی‌ای پر از هیجان و خوش‌گذرانی بود.
پس من عاشق رفتن به این افتتاحیه‌ها بودم.
09:33
poetry that was written specifically for the opening,
223
573100
2896
وقتی با این لباس‌ها آنجا می‌ایستادم، معلوم بود که متعلق به آن جمع نیستم
09:36
dignitaries would present people with certificates,
224
576020
2936
09:38
and the whole thing was just a delirious, fun party.
225
578980
2616
و یکی می‌گفت: «جناب، شما اینجا چه‌کار دارید؟»
و من می‌گفتم: «خب، من از همان گروهی هستم که اینجا را طراحی کرده.»
09:41
So I loved going to these things.
226
581620
1616
09:43
I would stand there dressed like this, obviously not belonging,
227
583260
2976
و او می‌گفت: «کار قفسه‌ها با شما بوده؟»
و من می‌گفتم: «نه.» می‌گفت: «عکس‌ها را آن بالا نصب کرده‌اید؟»
09:46
and someone would say, "What are you doing here, mister?"
228
586260
2667
09:48
And I'd say, "Well, I'm part of the team that designed this place."
229
588951
3165
می‌گفتم: «نه.» می‌گفت: «خب، چه‌کار کرده‌اید؟»
می‌گفتم: «یادتان هست وارد که شدید، تابلوی بالای در چه بود؟»
09:52
And they'd said, "You do these shelves?"
230
592140
1905
می‌گفت: «همان که نوشته کتابخانه؟»
09:54
And I said, "No." "You took the pictures up above."
231
594069
2407
(خنده)
09:56
"No."
232
596500
1216
«بله، من آن را ساختم.»
09:57
"Well, what did you do?"
233
597740
1216
و آن‌ها یک‌چیزی شبیه این می‌گفتند: «اوکی. کار خوبی است، اگر متوجه‌اش شوی.»
09:58
"You know when you came in? The sign over the door?"
234
598980
2456
10:01
"The sign that says library?"
235
601460
1416
پس حسابی رضایت‌بخش بود که به این افتتاحیه‌های کوچک بروم
10:02
(Laughter)
236
602900
1016
10:03
"Yeah, I did that!"
237
603940
1216
10:05
And then they'd sort of go, "OK. Nice work if you can get it."
238
605180
4120
با وجود این حقیقت که تا حد زیادی نادیده گرفته می‌شدم یا تحقیر می‌شدم،
اما رفتن به این افتتاحیه‌ها خوش می‌گذشت،
10:10
So it was so satisfying going to these little openings
239
610020
4096
پس به این نتیجه رسیدم که می‌خواهم مردمی را به دفترم بکشانم
10:14
despite the fact that I was kind of largely ignored or humiliated,
240
614140
3736
که در این پروژه‌ها کار کرده بودند، یعنی تصویرگران و عکاسان را،
10:17
but it was actually fun going to the openings,
241
617900
2176
و گفتم چرا یک ون نگیریم
و دور پنج بخش نیویورک نگردیم
10:20
so I decided that I wanted to get the people in my office
242
620100
2696
و ببینیم که هر بار به چندتایشان می‌توانیم سر بزنیم.
10:22
who had worked on these projects, get the illustrators and photographers,
243
622820
3456
و در نهایت، قرار بود ۶۰ تا از این کتابخانه‌ها باشد،
10:26
and I said, why don't we rent a van
244
626300
1696
پس شاید می‌توانستیم هر بار در یک روز طولانی، حدود ۶ تا را ببینیم.
10:28
and drive around the five boroughs of New York
245
628020
2376
10:30
and see how many we could hit at one time.
246
630420
2016
و بهترین قسمت همه‌ی این ماجرا دیدار با این کتابدارهایی بود که
10:32
And eventually there were going to be 60 of these libraries,
247
632460
2856
داشتند این کتابخانه‌ها را اداره می‌کردند، صاحب این کتابخانه‌ها بودند
10:35
so we probably got to see maybe half a dozen in one long day.
248
635340
3776
انگار که صحنه‌ی نمایشی خصوصی داشتند و از آن‌ها دعوت شده بود
10:39
And the best thing of all was meeting these librarians
249
639140
2936
تا دانش‌آموزانشان را مسحور کنند و به کتاب‌ها جان ببخشند
10:42
who kind of were running these, took possession of these places
250
642100
3576
و برای همه‌مان تجربه‌ای حقیقتاً هیجان‌انگیز بود که
10:45
like their private stage upon which they were invited
251
645700
2576
این اتفاقات را به‌معنای واقعی زنده ببینیم.
10:48
to mesmerize their students and bring the books to life,
252
648300
3936
پس یک روز طولانی صرف انجامش کردیم
و درست در آخرین کتابخانه بودیم.
10:52
and it was just this really exciting experience
253
652260
2536
هنوز زمستان بود، چون هوا زود تاریک شد،
10:54
for all of us to actually see these things in action.
254
654820
2816
و کتابدار گفت:
10:57
So we spent a long day doing this
255
657660
2536
«می‌خواهم کم‌کم تعطیل کنم. خیلی خوب بود که اینجا آمدید.
11:00
and we were in the very last library.
256
660220
1816
راستی، یک لحظه صبر کنید، دوست دارید ببینید که چطور چراغ‌ها را خاموش می‌کنم؟»
11:02
It was still winter, because it got dark early,
257
662060
2816
من گفتم: «باشد.»
11:04
and the librarian says,
258
664900
1216
و کتابدار گفت: «من یک روش خاص دارم.» و بعد نشانم داد.
11:06
"I'm about to close down. So really nice having you here.
259
666140
2696
11:08
Hey, wait a second, do you want to see how I turn off the lights?"
260
668860
3136
کاری که کرد این بود که چراغ‌ها را یکی یکی یکی خاموش کرد
11:12
I'm like, "OK."
261
672020
1296
و آخرین چراغی که روشن گذاشت
11:13
And she said, "I have this special way that I do it."
262
673340
2496
چراغی بود که روی چهره‌ی بچه‌ها نور می‌انداخت
11:15
And then she showed me.
263
675860
1256
11:17
What she did was she turned out every light one by one by one by one,
264
677140
3456
و بعد گفت: «این آخرین چراغی است که هر شب خاموش می‌کنم،
چون دوست دارم به خودم یادآوری کنم که چرا سر کار آمده‌ام.»
11:20
and the last light she left on
265
680620
2056
11:22
was the light that illuminated the kids' faces,
266
682700
2896
خب، وقتی من همه‌ی این‌ها را آغاز کردم،
11:25
and she said, "That's the last light I turn off every night,
267
685620
2856
یادتان هست که موضوع فقط طراحی آن لوگو بود
و چون باهوش بودم، نام جدیدی به ذهنم رسید؟!
11:28
because I like to remind myself why I come to work."
268
688500
2576
پیامد ناخواسته‌ی این ماجرا
11:31
So when I started this whole thing,
269
691100
2856
که دوست دارم اعتبارش به نام من ثبت شود
11:33
remember, it was just about designing that logo
270
693980
2191
و دوست دارم فکر کنم که می‌توانم تا چنین حدی کاری را بسنجم،
11:36
and being clever, come up with a new name?
271
696195
2001
اما در واقع نمی‌توانم.
من فقط نوک دماغم را می‌دیدم و بر آن متمرکز بودم، یعنی تا جایی که دستم به آن می‌رسید.
11:38
The unintended consequence here,
272
698220
1576
11:39
which I would like to take credit for
273
699820
1816
11:41
and like to think I can think through the experience to that extent,
274
701660
3216
در عوض، حسابی در دوردست‌ها
11:44
but I can't.
275
704900
1216
کتابداری بود
که قرار بود زنجیره‌ای از پیامدها را پیدا کند
11:46
I was just focused on a foot ahead of me, as far as I could reach with my own hands.
276
706140
3976
که ما به حرکت واداشته بودیم،
11:50
Instead, way off in the distance
277
710140
2576
منبعی از الهام
تا او در این مورد بتواند کارش را حسابی خوب انجام دهد.
11:52
was a librarian
278
712740
1256
11:54
who was going to find the chain of consequences
279
714020
2936
این کتابخانه‌ها سالانه بر ۴۰هزار بچه اثر می‌گذارند.
11:56
that we had set in motion,
280
716980
1416
11:58
a source of inspiration
281
718420
1496
تا امروز بیش از ۱۰ سال است که سر پا هستند،
11:59
so that she in this case could do her work really well.
282
719940
3376
پس این کتابدارها به‌نوعی نسلی از بچه‌ها را برای کتاب‌ها روشن کرده‌اند
12:03
40,000 kids a year are affected by these libraries.
283
723340
3376
و در نتیجه شوق‌انگیز بود که متوجه شدم
12:06
They've been happening for more than 10 years now,
284
726740
2456
گاهی پیامدهای ناخواسته بهترین پیامدها هستند.
12:09
so those librarians have kind of turned on a generation of children to books
285
729220
4536
خیلی ممنونم.
(تشویق)
12:13
and so it's been a thrill to find out
286
733780
2496
12:16
that sometimes unintended consequences are the best consequences.
287
736300
3736
12:20
Thank you very much.
288
740060
1216
12:21
(Applause)
289
741300
3880
درباره این وب سایت

این سایت ویدیوهای یوتیوب را به شما معرفی می کند که برای یادگیری زبان انگلیسی مفید هستند. دروس انگلیسی را خواهید دید که توسط معلمان درجه یک از سراسر جهان تدریس می شود. روی زیرنویس انگلیسی نمایش داده شده در هر صفحه ویدیو دوبار کلیک کنید تا ویدیو از آنجا پخش شود. زیرنویس‌ها با پخش ویدیو همگام می‌شوند. اگر نظر یا درخواستی دارید، لطفا با استفاده از این فرم تماس با ما تماس بگیرید.

https://forms.gle/WvT1wiN1qDtmnspy7